سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
قالب وبلاگ

دل نگاره
کاش دوست داشتن هایمان از سر تفنن نبود!! 
لینک های مفید

و شاید من اکنون در راهم ...

 

#حسین


پ.ن: جامانده ی اربعین! دلم روضه می خواند... 

 



[ جمعه 94/9/6 ] [ 5:52 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

این روزها 

بارها و بارها از خود میپرسم 

چرا ؟

چگونه؟

کِی؟

اصلا من چه میخواهم؟

راه گم کرده ام در این کوره راه تلفیق تکنولوژی و حساب و کتاب و قواعد در باطن بی قاعده

هذیانات جهانی مرا گرفته که خود فرزند آنم 

و حال چگونه خویش را برهانم از آنچه خود از آنم

کاش می شد!


کاش داشتم کوره دهی و جوی آبی 

جایی سوت و کور و بی بهانه

و میرسیدم به آن چه از جان می خواهمش

تو از منی و من اما خود را نمیخواهم

خودی که مرا از "او" دور کرده 

دور و دور و دورتر

تار و تار و تارتر

....

این همه

سخت میگیرد راه نفس را

و سخت میفشارد گلوی تاریخ را

و من امید ندارم آینده ام چیزی بِه از همشهریانم شود 

همان ها که خوشند به داشته های در واقع  نداشته شان

خوشند به مالی که البته از آنِ آن ها نیست 

و به جمالی که البته به تبی بند است

و به مقامی که چاره اش تغییر یک دولت است

از راست به چپ

و از چپ به راست


نمیدانم 

شاید دیووانه ام 

که اینگونه مغزم کوره راه دهشتناک دارد ...


گاهی راهی را با ذوق می روم 

و گاه در میانه آن به یکباره می ایستم

قلبم می ایستد !

و نشانه را گم می کنم

من این مسیر را نمی شناسم

نه آنچه می خواستم این نبود

نه من میترسم

کاش یکی دستم را بگیرد و دلم را قُرص کند

مانند کودکی هایم 

آنگاه که تاتی تاتی کنان میرفتم تا از پله ای بیافتم 

و یکی از پشت بندک لباسم را کشید 

و سخت در آغوشم گرفت 



گم شده نسل من حس امنیت است 

نه آنکه در را قفل کنی و مطمئن شوی 

نه

آنکه دل را قفل بزنی به دریچه ای 

همان که حاجت می دهد


کاش در این عصر نبودم!



پ.ن:

"آنِه" دلم تو را می خواهد

آن روزها که با لذت به داستان سرایی های کودکانه ات دل خوش میکردم 

و جمعه به جمعه انتظارت را میکشیدم


و من به آخر خوش داستان تلخی هایت حسادت می کنم!


[ دوشنبه 94/6/30 ] [ 11:0 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

فرق من با تو در این است 

که من می دانم 

که دل از کف برود 

چون بروی 


اما تو 

 

هنوز

 

دل به آرزوهای بلندت بستی!


#عاشقانه-هایِ-من-و-اونِ-نامعلوم 
#هون


[ سه شنبه 94/5/13 ] [ 11:34 صبح ] [ شیما ] [ نظرات () ]

یک وقت هایی 

نیمکتِ ماندَنَت لنگ میزند 

و اسبِ رفتَنَت تیز می تازد 

...

دِل به کدام یک باید سپرد؟!

 



[ جمعه 94/5/9 ] [ 6:1 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

اینکه 

من باشم

تو باشی

اما "ما" نشده باشیم 

یعنی زندگی در "برزخ "!

75.gif

#عاشقانه-هایِ-من-و-اونِ-نامعلوم

 


[ شنبه 94/4/27 ] [ 7:10 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

ی حواس پرتی میخام 

ی رویا

ی کتاب

ی داستان از دیگران

ی چیزی که منو از دنیای خودم بکشه بیرون 

ببره ی جای نو 

ی جای بی من

....

باز منو عید و دیوونگی 

 

پ.ن: کاش الان "دُنِ آرام" داشتم!

 


[ پنج شنبه 94/4/25 ] [ 11:50 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

من در میان سوالاتم بدنبال حرف دلت میگشتم 

اما تو 

مفهوم دلت را پشت "داستان های همینطورکی" ات قایم کرده بودی!

و من آن زمان فهمیدم که یکی از همین همینطورکی ها شد داستان زندگیمان!

و باز من رَکَب خوردم از دلت...

@خوب ترینِ من

 

#عاشقانه-هایِ-من-و-اونِ-نامعلوم!


[ چهارشنبه 94/2/30 ] [ 10:11 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

زلفش به فسونی چند


بندی زده بر دستم


تا هست بر او مستم


دیوانه تر از آنم

 

در بند نمانم من 


صیدی چو مرا بند است


هم خانه و کاشانه

 


[ شنبه 94/1/22 ] [ 11:3 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

من 

تو

دریا

و یک تصمیم !



اینکه دریا ما را ببلعد 

یا ما دریا را!

و من مفکور ...

 

#عاشقانه-هایِ-من-و-اونِ-نامعلوم

پ.ن: خدایا به ما دل دریایی دهگل تقدیم شما

 


[ پنج شنبه 93/9/20 ] [ 12:57 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]

چه کرده ای با من 


که از بین دنیای آرزوهایم 

از خدایَم تنها خوشحالی تو را میخواهم

چه کرده ای که با خیال لبخندت می خندم 

و با خیال غمت بی تاب می شوم 

نمیدانم عاشقی چیست 

و دیوانه کیست 

فقط 

کاش شاد باشی تا همیشه

"حتا بدون من"
.
.

#برایِ-تو: 

جراتم را تو خود ربوده ای


وگرنه من ماده شیری بوده ام پیش از این

که اکنون پروانه بازی می کند در بیشه ها...


.


[ سه شنبه 93/8/27 ] [ 7:48 عصر ] [ شیما ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام تو و خوبی هایت...
درباره من

امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 19
کل بازدیدها: 22871